به گزارش کردپرس، یکی از مسائل مهم پس از سقوط حکومت بشار اسد، آینده نیروهای دموکراتیک سوریه است که تحت رهبری کردها قرار دارد. با توجه به درگیریهای میان نیروهای دموکراتیک سوریه و گروههای مسلح سوری تحت حمایت ترکیه، این نیروها چه نقشی میتوانند تحت حکمرانی حاکمان جدید سوریه ایفا کنند؟ آیا آنها میتوانند مسیری مشابه با همتایان کرد خود در عراق طی کرده و یک موقعیت جغرافیایی را به صورت فدرالی اداره کنند؟
علیرغم تلاشها برای دستیابی به خودمدیریتی کردها در سوریه، تفاوتهای بنیادین تاریخی، ژئوپلیتیکی و ساختاری باعث میشود که دستیابی به نتیجهای مشابه با کردهای عراق بعید باشد. چهار دلیل کلیدی در این رابطه وجود دارد:
۱. فقدان حمایت بینالمللی
وضعیت فدرالی کردهای عراق نتیجه مستقیم تهاجم آمریکا در سال ۲۰۰۳ یا تصویب قانون اساسی عراق در سال ۲۰۰۵ نبود. این وضعیت به سال ۱۹۹۱ بازمیگردد، زمانی که شورای امنیت سازمان ملل منطقه پرواز ممنوع را بر فراز شمال عراق اعمال کرد و به کردستان عراق موقعیت نسبتا مستقل دوفاکتو اعطا شد. بیش از یک دهه پیش از تغییر رژیم، کردهای عراق دارای ادارهای مستقل، اقتصاد نسبتا مستقل و نیروهای امنیتی تحت حمایت بینالمللی بودند.
در مقابل، کردهای سوریه فاقد هرگونه رسمیت یا حمایت قانونی بینالمللی هستند. هیچ قدرت جهانی منطقه پرواز ممنوعی بر فراز منطقه تحت کنترل کردهای سوریه اعمال نکرده و هیچ پشتیبانی قانونی از خودگردانی کردهای سوریه وجود ندارد. بدون چنین حمایتی، دستیابی به جایگاهی مشابه با کردهای عراق غیرممکن به نظر میرسد.
۲. نفوذ محدود سیاسی و نظامی
کردهای عراق نقش مهمی در شکلدهی به عراق پس از صدام داشتند و از نیروهای کلیدی هم در عرصه نظامی و هم در عرصه سیاسی پس از سقوط رژیم در سال ۲۰۰۳ بودند. رهبری سیاسی کردها نقش محوری در تدوین دولت جدید عراق و قانون اساسی آن ایفا کرد. حتی پیش از سرنگونی صدام حسین، رهبران کرد از بازیگران اصلی در جلسات اپوزیسیون عراق بودند و خود را به عنوان چهرههای محوری آینده کشور مطرح کرده بودند.
در مقابل، کردهای سوریه عمدتاً از بحثهای سیاسی درباره آینده سوریه کنار گذاشته شدهاند. زمانی که احمد الشرع، حکمران موقت سوریه در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۵ خود را به عنوان رئیسجمهور موقت معرفی کرد، در کنفرانسی که گروههای مسلح کلیدی در سرنگونی رژیم اسد حضور داشتند، گروههای اصلی کرد غایب بودند. بدون حضور در مذاکرات مهم، امکان تضمین خودگردانی کردهای سوریه در قانون اساسی بسیار ضعیف خواهد بود.
۳. مخالفت شدید منطقهای
چشمانداز ژئوپلیتیکی سوریه نیز دستیابی به خودگردانی کامل کردها را دشوارتر میکند. زمانی که کردهای عراق در سال ۱۹۹۱ به خودگردانی دوفاکتو دست یافتند، قدرتهای منطقهای مانند ترکیه نفوذ سیاسی و نظامی کافی برای جلوگیری از آن را نداشتند، هرچند که مایل به پذیرش آن نبودند. اما وضعیت سوریه متفاوت است. ترکیه حضور نظامی قابل توجهی در سوریه دارد و نفوذ سیاسی زیادی بر دمشق اعمال میکند. آنکارا به شدت مخالف خودگردانی کردها، بهویژه هرگونه حکومتی تحت رهبری نیروهای دموکراتیک سوریه است، چرا که آن را شاخهای از پ.ک.ک تلقی میکند. برخلاف عراق که مخالفتها نسبتاً ضعیف بود، مداخله فعال ترکیه ایجاد یک منطقه فدرالی کردی در سوریه را به شدت دشوار میکند.
۴. حکمرانی متمرکز در سوریه پس از اسد
عراق پس از سال ۲۰۰۳ فدرالیسم و تقسیم قدرت را با حمایت آمریکا پذیرفت و قانون اساسی عراق در سال ۲۰۰۵ نیز بهصراحت موقعیت خودگردانی کردها را به رسمیت شناخت. اما در سوریه، تمرکززدایی در اولویت قرار ندارد، حداقل نه به شکلی که کردها آن را به عنوان مسیر خودمدیریتی در نظر دارند. بسیاری از حامیان دولت جدید احمد الشرع مخالف تقسیم قدرت و ایجاد مدل تمرکززداییای هستند که پس از ۲۰۰۳ در عراق اجرا شد. برخلاف عراق که بازیگران خارجی از فدرالیسم کردی حمایت کردند، در سوریه هیچ قدرت بزرگی از ایجاد موقعیت فدرالی برای کردها حمایت نمیکند. بدون چنین پشتیبانیای، احتمال اینکه قدرتهای جدید سوریه حکومت خودگردان کردها را به رسمیت بشناسند بسیار ضعیف است.
نتیجهگیری
در حالی که کردهای عراق از حمایت زودهنگام بینالمللی، قدرت سیاسی و شرایط منطقهای بهره بردند که منجر به به رسمیت شناخته شدن موقعیت فدرالی آنها شد، کردهای سوریه با شرایط به مراتب دشوارتری روبرو هستند. نبود تضمینهای قانونی بینالمللی، حذف سیاسی کردها، مخالفت شدید ترکیه و ذهنیت متمرکز دولت جدید سوریه، ایجاد یک منطقه فدرالی کردی را نامحتمل میسازد.
البته این امر به معنای رد کامل نوعی خودمدیریتی برای کردهای سوریه نیست اما دستیابی به شناسایی قانونی، بهویژه از طریق ضمانتهای قانون اساسی مشابه با عراق، در شرایط کنونی امری بعید به نظر میرسد.
منبع: مدرسه اقتصاد لندن
نظر شما