خبرگزاری کردپرس _ کرمانشاه، همچنان یکی از استانهای با نرخ بیکاری بالا در کشور محسوب میشود. این در حالی است که منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و پتانسیل صنعتی و کشاورزی این منطقه، آن را مستعد توسعه و اشتغالزایی گسترده کرده است.
اما چرا جوانان این استان همچنان با مشکل بیکاری مواجهاند؟ در سالهای اخیر، بسیاری از مسئولان استان به تقلید از همدیگر عدم مهارت کافی نیروی کار را یکی از عوامل اصلی بیکاری جوانان کرمانشاهی بیان کرده اند. مسئولین بدون اینکه به فکری برای این مشکل بیندیشند به تکرار این مسئله می پردازند.
اخیرا نیز خانپور معاون اقتصادی استانداری کرمانشاه که چند هفته ای بیش نیست به کرمانشاه آمده و هنوز مهر حکمش خشک نشده است، یکی از مشکلات تولید استان را ناترازی در سرمایه انسانی دانسته و آن را مهمتر از ناترازی اقتصادی، مالی و ناترازی برق، آب و گاز برشمرده است.
هرچند که عدم مهارت کافی در بین جوانان و پرورش نیافتن نیروی حرفهای به واسطه سیاست های غلط اقتصادی را نمی توان نادیده گرفت امااین ادعا با واقعیت همخوانی زیادی ندارد و عدم مهارت جوانان هم به خاطر بی انگیزه بودن آنها برای کسب مهارت است.
چون شغلهای کاذب، دلالی و حتی کاسبی های موقت درآمدی بالاتر از کار فنی و حرفهای را در این سالها داشته است.
اگر جوانان کرمانشاه فاقد مهارتهای لازم هستند، پس چرا هنگامی که به دیگر استانها مهاجرت میکنند، در کارخانهها و کارگاههای صنعتی بهعنوان نیروهای حرفهای و کارآمد شناخته میشوند؟
جواب این سوال را میخواهم بایک مثال ساده برایتان روشن کنم: یک روز برای یک سفر درون شهری از اسنپ درخواست خودرو کردم در حالی که ۱۳ خودرو در همان لحظه در خیابانهای اطراف بودند. درخواست من برای ۵۸ راننده نزدیک به من ارسال شد اما در نهایت هیچ یک از آنها نپذیرفتند که این سفر را انجام بدهند.
در حالی که حتی نرخکرایه های اسنپ از تپسی نیز بیشتر است و تمام کسانی که این اپلیکیشن را نصب کرده اند در آن زمان آنرا روشن گذاشته و آماده خدمت رسانی بودند اما به زعم خودشان چون کرایه کم بوده این سفر را نپذیرفتند.
پس پاسخ این پرسش را باید در نظام پرداخت دستمزدها جستجو کرد. نیروی کار حرفهای نیازمند حقوق و دستمزد متناسب با مهارت و تواناییهای خود است.
اما متأسفانه در بسیاری از صنایع و مشاغل استان کرمانشاه، پرداختیها در حد پایه حقوق کارگری باقی مانده است.
شاید نیروی کار در مراجعه اولیه با توجه به نیازی که دارد و عدم آشنایی با محیط کار با همان حقوق پایه مشغول به کار شود اما با حضور در محیط کار، آشنایی با محیط و پی بردن به توانایی های خود دست به مقایسه دستمزد خود با نیروهای هم سطح خود در دیگر شرکتها و دیگر استانها می زند و گاهی جسارت مهاجرت پیدا کرده و برای کسب درآمد بیشتر به دیگر کشورها عزیمت میکند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که نیروی کار ماهر، انگیزهای برای ماندن در این استان نداشته باشد و برای دریافت دستمزدی درخور، راهی شهرهای دیگر شود.
مشکل اساسی، نه در توانایی نیروی کار، بلکه در عدم سرمایهگذاری بر روی نیروی انسانی و نادیده گرفتن استانداردهای دستمزد است.
زمانی که کارفرمایان حاضر نباشند نیروی کار حرفهای را با حقوق و مزایای شایسته جذب کنند، بیکاری و مهاجرت نیروی متخصص، نتیجهای گریزناپذیر خواهد بود.
اگر کرمانشاه بخواهد از این چرخه معیوب خارج شود، باید نگاه به بازار کار را تغییر داد. افزایش حقوق و دستمزد بر اساس توانمندیها، ایجاد امنیت شغلی و بهبود شرایط کار، میتواند روند مهاجرت نیروی متخصص را معکوس کند و به رشد اقتصادی استان کمک کند.
بیکاری در کرمانشاه، بیش از آنکه نتیجه ضعف مهارتها باشد، ناشی از نادیده گرفتن ارزش واقعی نیروی کار است. تا زمانی که این واقعیت پذیرفته نشود، چرخ توسعه این استان همچنان کند خواهد چرخید.
نظر شما